پشت خمیازه ی زمین
آسمان که به لالایی بیافتد
از دست من و تو کاری ساخته نیست
لالایی را
من می سازم
کابوسها را تو خواب کن
... پی آرامش ماه
خوشبختی
بیدار بماند
که وقتی
زمین به خمیازه افتاد
زیر سایه ی ابر
آسمان ببارد

من جای تو
توجای من-تعویض جای هم
من می دوم تو
می رسی لبریز!!
جای هم
من چاره ای جز این ندارد صبر تا ابد...
این فصل را تو صبر کن پاییز جای هم
اینجا غرور صندلی و میز جمع که:
من قوری و تو استکان سرریز جای هم
قانون درک مزرعه تغییر کرده و.....
مفهوم نقش شالی و شالیز جای هم
ساعت به شرط وعده ی ما طعنه میزدو
این عقربه به آن یکی یکریز جای هم
من عاشق و تو دلبرو...تا آخر زمین
من جای تو
تو جای من
تعویض جای هم
..........................................

هنوز شب خواندنی ترین
اثر است از:
باورهای به مصرف نرسیده
"به
!...
مادرانه هایت را تعارف که می کنی
زانوی عشق خم می شود
شعر بهم می ریزد
رعشه می افتد به ابر
با رعد و برقی اینچنینی
بوم!...
هوا هم از تو شعر می شود"

کودکیه
سرسره هایی
که سر خورده اند
کنار
هذیان قایم باشک
و
چرخ فلکی که همیشه خالی.....
پروانه ای
لای
همیشگیه
کتابم
http://www.golabestan.blogfa.com/
و این هم وبلاگ انجمن ادبی رودسر لطفا" سر بزنید
به روز شد!!!!!!!
